دوتانک دشمن خلاف اون سمتی که تصورمیکردم به سمت مجروحان به راه افتادند تانکها نزدیک ونزدیکتر می شدندولی نه ایستادند ونه راهشان را کج کردند.دستاهم را بر روی چشمانم گرفتم وسرم را بی اختیار به لبه خاکریز کوبیدم. انچه در آن حال می شنیدم صدای ازار دهنده زنجیرتانکهای دشمن بودصدای مجروحی را میشنیدم که فریاد میکرد وچه صحنه جانسوزی بود.تانکها با تکه پاره هایی ازگوشت واستخوان به جا مانده بر زنجیرها گذشتندوپنج جنازه را با خاک هم سطح کردند.ازجنازه ها تنها ان مقداری که به زیر چرخ رفته نرفته بود سالم مانده بود:سری دستی پایی سینه ای چه صحنه عجیبی بود.
تانکها رفتندولی من توان برخاستن نداشتم. به فکرروز گذشته افتادم.روزی که دوهزاراسیررامثل مهمان درآغوش گرفتیم وآن قدرباملاطفت رفتارنمودیم که فکر کردند توطئه ای در کاراست.وحالا جنازه همان بچه ها که دیروزدشمن را دراغوش گرفته بودند درلابه لای زنجیرتانکهای دشمن خرد می شد.
چهره مچاله ان مجروح را که فریاد میزد مرا به سمت خودش کشاند.سنگینی تانک ومرارت اخرین لحظات حیات درچهره اش کاملا مشخص بود.درکنارش سرپیرمردی باریش های سفیدوخون آلود افتاده بود.اورا کاملا می شناختم.پیرمردی بود که حضورش خستگی راازتن بچه ها بیرون میکرد.درهویزه ان قدر اصرار کردتا به اواجازه دادند که در حمله شرکت کندان هم فقط به عنوان کادر تدارکاتی.ولی وقتی که حمله شروع شدجلوترازهمه پیش می رفت ودیگران را به دنبال خود می کشید.چهل نفرازنیروهای دشمن را او به اسارت گرفته بودمعلوم نبودبچه هاباشنیدن خبرشهادت اوآن هم به این شکل چه خواهند کرد.
انچه ازنظرگذارندیدبرگرفته ازکتاب حماسه حسینی اثرنصرت الله محمودزاده می باشد .این کتاب اشاره دارد به عملیات پرشور و بی بدیل هویزه که به فرماندهی دانشجوی خط امام سیدحسیین علم الهدی درمنطقه هویزه به وقوع پیوست.
جزئیات این عملیات در این کتاب چنین امده است. این عملیات در۱۴دیماه ۱۳۵۹اغاز شد.که درروز بعدش ۱۵دیماه رزمندگان اسلام بادستگیری ۱۵۰۰اسیر عراقی وانهدام چندین قبضه توپ وتانک و آزادسازی مناطق وسیعی به پیش رفتند.۱۶دیماه ارتش عراق با سازماندهی مجدد وتقویت نیروبوسیله دههاتانک وهواپیما وهزاران سربازاقدام به حمله مجدد نمودندوبیابان هویزه رابه اتش کشاندند.راهیان کربلا پس ازچندروز عملیات وپیاده روی بیش از۲۰کیلومتر درحالیکه اب وآذوغه شان تمام شده و بی سیم شان هم قطع شده بود ناگهام متوجه حرکت چندین تانک شدند که بسوی انها درحرکت بود.ابتداتصورکردندکه تانکهای ایرانی به یاری انها امدهاما لحظات بعدمتوجه شدندکه درمحاصره تانکهای عراقی قرار گرفتند.
عصر۱۶دیما عصرعاشورای حمام حسین ویارانش تکرارگشت وسرزمین هویزه همچون نینوا شاهد نبردومقاومت مقداراندکی از سپاه حق دربرابر هزاران نفرازمزدوران باطل بود.بسیجیان جان برکف حسین وارمقامت کردندوتا اخرین فشنگ واخرین نفس ایستادگی کردندوباخون مقدسشان اسلام وانقلاب رایاری نمودند.روحشان غریق رحمت بیکران الهی.
عزیزان می توانند با خواندن این کتاب مختصرومفیددرجریان رشادت حماسه سازان این عملیات بی بدیل قرارگیرند.
الا بذکر الله تطمئن القلوب
دل آرام گیرد به نام خدای

به نام الله به یاد مهدی (عج)
حدود پانصد و سی و یک روز پیش تو به آنجا رفتی و ایثار را ،محبت را،
از خود گذشتگی را سادگی را و خلاصه ایمان را تجربه کردی.
زمانی طولانی برای خود سازی انسانی هیچگاه سخنانت را بعد از مدتی که می آمدی
و دوباره میخواستی بروی فراموش نمیکنم.
آری شوری خدایی تو را به راهی الهی کشاند و شکر٬ خدایی را که به نحو احسن وظیفه
خطیرت را به پایان رساندی .
اما نه همه وظیفه یک فرد مورد رضای خدا را٬ بلکه این گوشه ای بود ناچیز در مقابل مسیرالله
مسیری طولانی که کاری سخت با عشق الهی می خواهد.
اینبار که آمدی میخواهی به جایی روی که ایثار را به دیگران بیاموزی٬ تو در آن جبهه
فرا گرفتی و در این جبهه خواهی آموزاند.
یگانه یاورم٬ بدان که مسئولیتت سنگین تر است. اگر آنجا وظیفه ی روستایی بر دوشت بود
اما امروز تو باید پاسدار خون عزیزانمان باشی.
نکند اسلحه در دستت بلرزد بدان دشمن در کمین است. تو امروز با سلاح ایمان و ایثار میروی
و من از خدا میخواهم که با سلاح پیروزی بازگردی٬پیروزی همراه با سلامتی.
اما بدان من آن را میخواهم که خدا میخواهد.
اگر خدا در راهش خونت را میخواهد من هم راضی ام به رضایش و اگر سلامتی تو را میخواهد
باز هم راضی ام به رضایش که رضای من است .
خلاصه یاورم٬ در تنهایی شبانه و روزانه بدان که اسلام وجود شما جوانان را اینگونه پرورانید.
بدان که روح الله اینگونه جند الهی تربیت کرده و تو ای حزب الله به راهش که راه بقیه الله است
گام نه که این سعادت است . نه همسر٬ نه پدر و مادر٬ نه فرزند و نه هیچ چیز دیگر در آن دنیا
لازم نیست و وجود اینها یعنی همسر و فرزند هم بخاطر رسیدن به آن هدف و کمال است.
اما بدان که من نه تنها برای تو بلکه برای یک یک جوانان آرزوی سلامت میکنم.
از علی و زبان علی کمیل را خواهم خواند و برات دعا خواهم کرد.
در نماز شب در نماز یومیه و همیشه و همیشه دعا گوی تو خواهم بود .



پاينده ايران![]()
ای آفريدگار پاک ترا پرستش می کنم و از تو ياری می جويم
سوم خرداد ، روز آزادی خرمشهر
زنان و مردان شرافتمند ، جوانان غيرتمند
در درازای تاريخ حماسه های پرغرور هر ملت، روزهايی ثبت شده اند ، که شگفتی آفرين
و شادی بخشند ، روزهايی که سربلندی ، هست و نيست و ماندگاری ملتی در سايه آن ها
شکل می گيرد، روزهايی که فرزندان ملت در آينده ، سرافرازانه در کنار حماسه های ميهنی
و شورانگيز آرش از حماسه دفاع مقدس ميهنی پدران خود به گفتگو می نشينند. سوم خرداد
از آنروزهايی است که راويان تاريخ های ميهنی و مردمی ، نقالان اخبار پهلوانی در داستانهای
خود ، سينه به سينه به آنان می بالند و درس جوانمردی و گذشت به نسلها می دهند .
روزی از اينگونه روزها ، سوم خرداد ماه هر سال است که يادآور، بزرگ روزی است که ملت
بزرگ ايران، جوانان شجاع اين بوم و بر ، اين ميهن ياران شريف ، از ارتشی دلاور و پاسداران
غيور مدافع ميهن تا بسيجی از جان گذشته در راه وطن و داوطلبان دفاع عاشق ايران ازترک و
کرد، فارس و عرب ، ترکمن و بلوچ و ... همچون همه گاه يکدل شهادت را بجان خريدند و مهاجم
را از خرمشهر راندند و بخشی از خاک ميهن خدايی مان را از دشمن متجاوز دست پرورده تمامی
قدرتهای استعماری ، بعثيان جنايت پيشه بازپس گرفتند . ملت به شاديانه ی اين پيروزی يک صدا ،
پير و جوان ، زن و مرد پايکوبيدند و دست افشاندند ، هلهله و سرود غرور آفرين سر دادند که
مرزداران جان بر کفشان خرشهر را به مام ميهن بازگرداندند .
جهان آگاه شد که ملت قهرمان ايران آنگاه که پای تماميت ارضی ، استقلال ، بود و نبود و دفاع از
خاک ميهن بميان آيد حساب جداگانه ای باز می کند ، ايرانی بارها به اثبات رسانده علی رغم تمامی
نابسامانی ها، علی رغم تمامی ناستودگی ها، علی رغم مقاومت در برابر يکه تازی انحصارگران
حاکميت، علی رغم تبعيض های قومی و جنسيتی برای دفاع ميهنی در هر سن و سال و با هر وسيله
و هر توان تا آخرين نفس در پاسداری از شرف، عزت، سربلندی، تماميت ارضی و حاکميت ملی
خود يکدل، يک زبان، يگانه و کوه پيکر در رويارويی با هر دشمن متجاوز خواهند ايستاد .
هم ميهن !
اجازه تجاوز به او را بخود بدهد و جهانيان دريافتند ملت ما در پاسداری از ميهن خود بيدار
است و جوانان باشرف و غيرتمند، نه آن يکبار که همه گاه آماده دفاع از خاک و خون و
استقلال خود برپايه آرمانهای ملت گرايانه ايرانی است .


ادامه مطلب



ادامه مطلب


